فرهنگ آن عصر، روابط ميان گروه‌ها و طبقات مختلف مردم و امثال آن به ما اطلاعات‌ گران‌بهايي مي‌دهد. بسياري از راه‌نامه‌هاي باختري مربوط به بيت‌المقدس به‌لاتيني نوشته شده‌ بود. قديمي‌ترينش را كه مقدم بر جنگ‌هاي صليبي است‌، در حدود 1103، ساي‌ولف انگليسي‌، دومين راه‌نامه‌ٴ لاتيني را بلاردوي آسكولي ايتاليايي ده سال بعد از آن نوشته است‌، دو گزارش‌ به‌زبان محلي متعلق به حدود همان عصر است‌: يكي به روسي از دانيال اهل كِيِف در حدود 1106، و يك حماسه‌ٴ ايسلندي كه سرگذشت سيگورد نروژي را حكايت مي‌كند، كسي را كه سفر حيرت‌آوري به فلسطين كرد و در 1107 - 1111، بازگشت‌. بعداً در سده‌ٴ دوازدهم‌، شاهد روايت‌هاي يوهان ورتسبورگي‌، تئودوريك هيروشاوي‌، بوركهارت استراسبورگي‌، فتلوس‌، ولفگر فون النبرشتسكيرچني‌، مآثر ريچارد شيردل همه به‌لاتيني‌، و شرح يوهان فكاس به‌ يوناني‌، نيكولاس سايموندارسن به ايسلندي‌، و آنتون نووگرادي به روسي هستيم‌.
در جريان سده‌ٴ سيزدهم‌، برجسته‌ترين زايران ويلبراند اُلدنبورگي و بوركهارت مونت زيوني‌ بودند. كتاب شخص اخير، به نام توصيف سه مكان مقدس‌، يكي از بهترين آثار در نوع خودش و بي‌نهايت رايج بود. حكايتي هم راجع به زيارتگاه قديس ساباس به زبان اسلاوني و راجع به‌ اُگموند اسپانهايمي به زبان ايسلندي در دست است‌. باز هم گزارش‌هاي زيادي به لاتيني نوشته‌ شده بود، ولي به فرانسوي تعداد بسيار كمي وجود دارد، و به زبان‌هاي ديگر هم نمونه‌هاي نادري‌ هست كه ذكرشان گذشت‌.
براي تكميل تصويري ازسفرهاي مسيحيان (جز سفرهاي بزرگ در آسيا و اقيانوس اطلس كه‌ از آنها در قسمت 26 بحث مي‌شود) بايد از فرقه‌هاي ديني متعددي نام ببريم كه داراي يك‌ سازمان مركزي بودند و ناگزير بايد ميان مركز و شعبات آن آمد و رفت دايمي صورت مي‌گرفت‌، و اين‌كه رهبانان و سران كليسا اغلب مي‌خواستند يا دعوت مي‌شدند كه خود را بر آستان رسولان‌ معرفي كنند.
همين قدر درباره‌ٴ مسيحيت كافي است‌. زايران يهودي هم به بيت‌المقدس مي‌رفتند، ولي‌ تعدادشان كمتر بود و بي‌سروصداتر. جز بنيامين تودلايي‌، پتاحيا راتيسبوني‌، يهوداي حرزي‌، و موسي‌بن نحمن كه به‌معني دقيق كلمه زاير نبودند، تنها مي‌توانيم سموئيل بن شمشون و يعقوب‌ پاريسي را نام ببريم‌.
در مراجعه به اسلام وضع كاملاً عوض مي‌شود. اولاً براي مسلمانان زيارت مكه يك امر اختياري نبود، بلكه در صورت داشتن قدرت و استطاعت از وظايف واجب به شمار مي‌رفت‌. مكه براي هر مسلمان قبله‌ٴ آمال بود؛ چون همه‌ٴ پيشوايان دينش در آن‌باره سخن گفته بودند، و روٴياي سفر به آن‌جا هميشه با او بود. از اين‌رو جريان هميشگي زايران از سراسر دارالاسلام به‌ سوي عربستان روان مي‌شد. برخي از زايران از آسياي ميانه يا دورتر از آن و ديگران از كرانه‌ٴ